ها با حافظ (۱۱۰)

درخواست حذف این مطلب

السلام علیک یا مولای یا صاحب العصر و ا مان عجل الله فرجک

سلام

زمان با سرعت تمام در حال طی شدن است و سرمایه ی عمر ما در حال از بین رفتن. باز هم چشم بر هم زدیم و ی دیگری از راه رسید و بهانه ی تفال به دیوان حافظ فراهم شد. امیدوارم طول و عرض عمرتان با برکت باشد؛ آمین!

بسم الله...

بسم الله الرحمن الرحیم

دلم رمیده ی لولی وشی است شورانگیز

دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز

فدای پیرهن چاک ماه رویان باد

هزار جامه ی تقوا و قه ی پرهیز

خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد

که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی

بخواه جام و گل به خاک آدم ریز

پیاله بر کفنم بند تا سحرگه

به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز

بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت

که در مقام رضا باش و از قضا مگریز

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

والسلام

* این غزل را با صدای گرمارودی می شنوید که از تولیدات سایت نیستان جم است و بنده از سایت مستانه آن را . شما نیز می توانید با کلیک بر روی دریافت آن را کنید.